تبليغاتX
بهشت گمشده

بهشت گمشده

 

القطری

وی تحصیلاتش را در قطر به اتمام رسانده است. از شش سالگی به مدرسه رفته و در هشت سالگی شروع به حفظ قرآن کرده و توانسته نیمی از قرآن را از بر کند.اسم اصلی نزار القطری، نزار فضل الله روانی است (یعنی اسم پدرش فضل الله است) و در تاریخ پنجم ژوئن 1971 در قطر به دنیا آمده. او به زبان های عربی، فارسی، انگلیسی و اردو تسلط کامل دارد.نزار قطری دارای سه فرزند است با نام های کوثر، حسین و علی. نزار القطری مدتی مقیم لندن بوده است و در حال حاضر در کویت ساکن است.او همچنین توانسته است در کودکی، هفت بار بین همسالان خودش مقام اول در رشته حفظ قرآن را به دست آورد.مداحی را از 8 سالگی و با دو بیت از قصیده ای که مادرش زمزمه می کرد شروع کرد. جالب است که به خاطر اینکه از آن قصیده فقط دو بیت را حفظ کرده بود ، در مداحی هایش همان دو بیت را نزدیک به بیست بار می خواند!در همان ایام بود که روزی قصیده مشهور «خیرة الله من الخلق أبی» را خواند.و از آن زمان تا کنون در پایان تمام مجالسی که نزار قطری در آن مداحی می کند، این قصیده را تکرار می کند و هر شب آن را می خواند.نزار قطری 28 سال است که این قصیده را می خواند.

انا مظلوم با صدای القطری
اي ز صولت لا فتي الا علي در شأن تو ؛ ( خطاب به حضرت زينب کبري است سلام الله عليها و روحي فداها ) ميبرد شمر از سرت معجر ، فکيف تصبحون؟ ( معجر: روسري، فکيف تصبحون : شما را چه می شود ؟! ) آل بو سفيان به عزت، في بيوت آمنين ... ( در خانههايشان در امنيت به سر ميبرند )
آل ما دور از وطن، يا ليت قوم يعلمون ...! ( کاش اين قوم ميدانستند )

انعم الله علينا برسول مدني ... ( خداوند به واسطه رسولي مدني بر ما نعمت روا داشته )
هو جدّي، و ابي و واسط الکون عليّ ؛ ( که آن پيغمبر جد من است. و علي پدر من واسطه وجود جهانیان است ) خيرة الله من الخلق أبي؛ (پدرم علي بهترين خلق خداوند...)

بعد جدي، فأنا ابن الخيرتين ؛ (... پس از پيغمبر است. و من فرزند آن دو برگزيده هستم)
فضة قد خلصت من ذهب ؛ ( من نقرهاي هستم که از طلا بيرون آمده است )

فأنا الفضه و ابن الذهبين ؛ ( پس من نقرهام و فرزند دو طلا "حضرت رسول اکرم و امام علي عليهمالسلام" ) ذهب ٌمن ذهب ٍ في ذهب ٍ ؛ ( طلايي از طلا و در طلا ) و لجينٌ في لجين ٍ في لجين ٍ ؛ ( و نقرهاي در نقره اندر نقره) أنا مظلوم حسين      أنا محروم حسين

لم يا قوم تريدون ببغي و فساد؟ ( اي قوم چرا خواستار بغي و فساد هستيد؟ ) لم تسعون بقتلي بلجاج و عناد؟ ( و چرا از روي اصرار و دشمني سعي در قتل من داريد؟ ) لیس والله سوانا خلف بعد النبی(ص)  قسم به خداوند که غیر از ما کسي جانشين پس از پيغمبر(ص) نيست ) فرض الله علی طاعتنا کل عباد ! ( و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده )
انا مظلوم حسین   انا محروم حسین عجبا وا عجبا امت کفار که يک سر        چشم پوشيده ز حق نمک آل پيمبر (ص)و ستجزون من الله اذا قام قيامة ! (و به زودي حين قيام قيامت، جزاي خود را از طرف خداوند خواهيد ديد

أنا مظلوم حسين      أنا محروم حسين       عجبا وا عجبا امت کفار که يک سر
چشم پوشيده ز حق نمک آل پيمبر (ص)      همه در ريختن خون من آن بي کس و ياور

شده آماده و بگرفته به کف نيزه و خنجر

و ستجزون من الله اذا قام قيامة ! ( و به زودي هنگام برپایی قيامت، جزاي خود را از طرف خداوند خواهيد ديد ) لم يا قوم تريدون ببغي و فساد؟ ( اي قوم چرا خواستار بغي و فساد هستيد؟ )
لم تسعون بقتلي بلجاج و عناد؟ ( و چرا از روي اصرار و دشمني سعي در قتل من داريد؟ )
لیس والله سوانا خلف بعد النبی(ص) !  ( قسم به خداوند که غیر از ما کسي جانشين پس از پيغمبر(ص) نيست ) فرض الله علی طاعتنا کل عباد ! ( و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده )


من له جدّ کجدّی فی الوری ؟ ( چه کسي در عالم، پدربزرگي مانند پدربزرگ من دارد؟ )


او کشیخی فانا ابن العلمین  ؟ ( يا پدري چون پدر من دارد؟ پس من فرزند دو نشانه بزرگ و سالار هستم )

فاطم الزهرا امّی ، و ابی (علیهما السلام)  ( فاطمه زهرا مادرم هست و پدرم کسي است که...)

قاصم الکفر ببدر و حنین ! (... کمر کفر را در بدر و حنين شکست )

عبدالله غلاما یافعاً ( و پدرم - علي- در حالي که نوجواني بود خداوند را پرستش ميکرد )

و قریش یعبدون الوثنین ! ( در حالي که قريشيان آن دو بت را ميپرستيدند )

یعبدون اللات و العزی معاً ( آنها لات و عزي را با هم ميپرستيدند )

و علیّ (ع)  کان صلّی القبلتین )! در حالي که پدرم - علي- بر هر دو قبله - مکه و قدس - نماز گزارده بود(

و ابی شمسٌ امّی قمر ( پدر من خورشيد است و مادرم ماه ) فانا الکوکب و ابن القمرین ! ( و من ستاره و فرزند دو ماه و خورشيد
انا مظلوم حسین     انا محروم حسینچیست تقصیر من ای قوم که امروز ، جهانی

شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی ؟   در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی

انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی!  ( عطش مرا فرا گرفته و کلام و زبانم آتش گرفته )

انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی! ( تشنه هستم و قلب و سينهام سوخته است )  
انا مظلوم حسین   انا محروم حسین     زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت: تو ای شمر ستمکار!   تو ای ملحد مکار! تو ای کافر غداراگر من نشناسی ، بگویم بشناسی
حسینم و ضیاء القمرین ام ،  قتیل الودجین ام ( من حسينم، نور خورشيد و ماه هستم و کشته شده و دو رگ گردن بريده )
امام الحرمین ام انا الفضّة وابن الذهبین ام ( پيشواي حرمين مکه و مدينهام، منم نقره و فرزند دو طلا - علي و فاطمه سلام الله
انا مظلوم حسین   انا محروم حسین  منم شهپر جبریل منم آیه تطهیر   منم نخله خوبان    منم زاده زهرا
منم عرش و منم فرش    منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم
انا مظلوم حسین   انا محروم حسین     اجرای این نوحه در تاریخ 22 دی ماه 1386 در کربلای معلا بوده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 دی1388ساعت 7:32  توسط موسوی  | 

خلاصه تجوید قرآن (عمومی)

مباحث تجوید عمومی:طریقه خواندن حروف مقطعه – همزه قطع و وصل –اشباع – وقف – مخارج حروف – صفات حروف:استعلا استفال قلقله اطباق لین غنه – احکام حروف: را ء  میم  لام  نون ساکن و تنوین (اظهار-اخفا-ابدال- ) باب ادغام مد و قصر موارد سکت در قران   تجوید: تکمیل، و نیکو گردانیدن  و در اصطلاح: درست و صحیح تلفظ نمودن حرف از نظر مخرج،صفات و احکام انتجوید از سه بخش تشکیل می شود:الف: مخارج حروف ب: صفات حروف ج: احکام حروف

فایده تجوید:حروف از مخرج حقیقی خود تلفظ می شوند و در نتیجه معنی الفاظ قران تغییر نمی کند ب: صفات و احکام حروف دقیق رعایت می گردد ج: قران به روش نبوی و لهجه  عربی ونیز زیباتر تلاوت می شود مخرج حروف : ث ذ ض ظ دندان ثنایا بالا و مخرج حروف  : ز س ص  ثنایا پایینصفات حروف شامل : استعلا و استفال – قلقله – اطباق -  لین(و – ی – ساکن ماقبل مفتوح) غنّه

صفت در اصطلاح یعنی حالت و کیفیتهای مختلفی که به هنگام تلفظ حرف در دستگاه تکلم به وجود می اید گویند

فایده احکام حروف : زیبایی و جذابیت در تلاوت و حرف اسان و بدون تکلف تلفظ می شود  شامل: احکام راء – لام – میم – تنوین و نون ساکن – ادغام – مد و قصر احکام حروف در اصطلاح به حالاتی که برای حرف به هنگام ترکیب با حروف دیگر به وجود می اید گویند مد وقصر: مد یعنی کشیدن صوت در حروف مدی بیش از میزان طبیعی قصر یعنی کوتاهی ضد مد است وتلفظ حرف مدی به میزان طبیعی

حروف مدی: عبارتند از  (ا) الف ساکن ماقبل مفتوح  (ی) یای ساکن ماقبل مکسور (و) واو ساکن ماقبل مضموم

سبب مد: همزه وسکون – ونیز تشدید به خاطر اینکه یک حرف ساکن درآن نهفته است سبب مد به حساب می آید

مد بر دونوع است: مد طبیعی:که بعداز حرف مد سبب مد نباشد – غیر طبیعی که حرف مد وسبب مد با هم باشند

مدی که سبب ان همزه باشد دونوع - مد متصل- مد منفصل و مدی که سبب ان سکون باشد سه نوع است- مد لازم - مد عارضی ومدلینمد متصل(واجب): مدی است که حرف مد وسبب مددریک کلام باشد : یشاء مقدار کشش 4یا  5 حرکت  درزمان وقف6حرکتمدمنفصل(جایز) مدی است که حرف مددرآخرکلمه وهمزه درابتدای کلمه بعدباشدومقدارآن دو تاپنج حرکت است مانند:ربنا انک میزان کشش2یا4یا5حرکت0 این مد نباید از مد متصل بیشتر شود

مد لازم: اگر بعد از حرف مد سکون ذاتی باشد مد لازم گویند مانند کلمه "لام" که- م - ان همیشه ساکن است مقدار کشش در این مد 6حرکت می باشد

مد عارضی: که بعد از حرف مد سکون ان در اثر وقف باشد: عَلیمً مقدار حرکت با صوت 2یا4تا 6حرکت

مد لین: اگر بعدازحرف لین (ی- و- ماقبل مفتوح)سکون عارضی واقع شود مد لین گویند مقدارکشش2-4-6حرکت بَیتٍ  خَوفٌ

در حروف مقطعه مدمتصل ومنفصل وعارضی وجود ندارد مد لین هم دومورداست در عین  سکون ذاتی است کهعص حم عسق

الف : بعداز حروف - خ – ص –ض – ط- ظ – غ – ق – ر –به صورت درشت وپر حجم ادا می شود دربقیه حروف نازک وکم حجم ادا می شود مانند خاف – ران – ضا ق – قال -شش کلمه در قرآن آمده که با واو مدی نوشته می شوند ولی واو خوانده نمی شود : اُولی – اُولوا – اُولات – اُولاء  - اُولئک- سَاُوریکم ( اُلی – اُلوا- اُلات- اُلاء – اُلئک- سَاُریکم)

اشباع: یعنی تبدیل صدای کوتاه به صدای کشیده: اشباع هاء ضمیر:اگر قبل از - هاء ضمیر حرکت  فتحه  َ  یا ضمه ُ  بیاید  هو خوانده می شود واگر کسره بیاید  هی خوانده می شود0 لََهُ = لهو   ما لُهُ = مالهو    بِهِ = بهی    اگرقبل از هاء ساکن باشد وبعداز آن حرکت داشته باشداشباع نمی شود  مانند:   منهُ-  اِلَیهِ   یااگر قبل از هاء حرکت باشد وبعداز آن ساکن یاتشدید باشد باز اشباع نمی شود مانند : لَهُ الحَمد – دونِهِ الباطِل- بِهِ الذینَ اگرقبل از هاء ضمیرحروف مدی باشد نیز اشباع نمی شود مانند: اَخوهُ – فیهِ - هَداهُ  اگر قبل از هاء (ا- و- ی- )بیاید درحکم ساکن است- فیهِ –

استثناء:1- ویخلُدُ فیهِ مُهانا دراینجا فیه اشباع میشود فیهی 2- یرضَهُ لَکُم اشباع نمی شودچون دراصل یرضاه بوده3- درما نَفَقَهُ کثیرا اشباع نمی شود چون ذاتی است4- در هذه باوجود ذاتی بودن اشباع

می شود5- هاء ضمیر همیشه متحرک است بجز دو کلمه –اَرجِه – فَاَلقِه که برخلاف قاعده به سکون روایت شده

ادغام:درهفت موردادغام صورت می گیرد: 1- دوحرف مثل هم که اولی ساکن باشد ودومی متحرک: هل لنا تَستِع عَلَیهِ 2- هرگاه بعد از تنوین یا نون ساکن یرملون بیاید مَن یشاء= میّشاء    مِن وَلی ولانصیر  = مِوّلی وّلانصیر3-ادغام "ق" در" ک": نخلُقکُممرسلات204-- ادغام" ب" در" م" اِرکب مَعناهود42 5-ادغام "ل" در "ر" فَقُل رَبُّکم   بَل رَبَّکُم   بَل رَفَعَ الله 6- ادغام (ث ذ ظ) در یکد یگردر صورتی که اولی ساکن باشد اذ ظَلَمتُم    یَلهَث ذالک    اذ ظَلَموا- 7- ادغام (ت د ط) در یکدیگر لَقد تابَ  اُجیبَت دَعوَتُکُما  قالت طائفةً  اَحطتُ استثناء: قنوان- صنواندنیا بنیان ادغام نمی شوند

احکام تنوین و نون ساکن :قبل از حروف حلقی"اظهار" قبل از یرملون"ادغام"  قبل از باء "قلب به میم" قبل از بقیه حروف اخفاء" می شود تنوین ونون ساکنه حکمش بدان ای هوشیار#کزحکم آن زینت بود اندر کلام کردگار#درحرف حلق اظهار کن دریرملون ادغام کن#درحرف باء قلب به میم در ما بقی اظهار کن

تنوین همیشه برسر اسم می اید دردو مورد بر سر فعل امده و ان نشانه نون تاکید خفیفه می باشد : لَیَکُوناً -  لَنَسفَعاً

حروف حلقی عبارتند از :  شش حرف - همزه (ء) هاء (ه) ع- غ – ح – خ- 0

ابدال (اقلاب) : هرگاه بعد از تنوین با نون ساکن حرف – ب – بیاید  تنوین یا نون ساکن تبدیل به - م – می شود 0مِن بعد= ممبعد

اظهار(ن)و(م)ساکن: هرگاه نون ساکن وتنوین به حروف حلقی برسد اظهار می شود0 یعنی نون از مخرج خودوبه طور عادی ادا می شود0

 (م)ساکن هم قبل ازتمام حروف بجز(م – ب) اظهار می شود هنگام ا ظهار" م" ساکن قبل ازحروف – ف – و- دقت بیشتری شود تادر- ف-  اخفاء ودر –و- ادغام نشود 0لکم فیها – یمدّهم فی – انفُسهم واموالهم - امواتٌ

اخفاء (ن)و(م)ساکن :درلغت به معنی مخفی کردن است - درقرائت عبارت است از "ادای حرف درحالتی بین اظهار وادغام همراه با غنه به نحوی که حرف بعدی مشدد تلفظ نگردد- (ن)ساکن قبل از تمام  حروف بجز  (یرملون- حلقی- ب-) اخفاء می شود - یعنی نون وتنوین به صورت غنه ادا می شود- میم ساکن  قبل از حرف – ب –  نیز اخفاء می شود می شود0 ام به – ربهم بهم – بینهم بالقسط 0اخفاء درحروف استعلاء (خ- ص- ض- ط- ظ- غ- ق- )وحروف اطباق (ص- ض-ط- ظ- )درشت وپرحجم دربقیه حروف رقیق تر ادا می شود0 استعلاء: به معنی – میل به بلندی- ودراصطلاح قرائت عبارت است از  : میل ریشه زبان به طرف کام بالا درهنگام تلفظ حروف ودرنتیجه  حرف درشت وپرحجم تلفظ می شود0حروف استعلاء عبارتنداز(خ- ص- ض- ط- ظ- غ- ق-) استفال(ضداستعلاء) یعنی پایین آمدن ریشه زبان درهنگام تلفظ حرف0وموجب نازک وکم حجم تلفظ شدن حرف می گردد0   تمام حروف بجز(استعلاء واطباق)استفال می باشند0اطباق : در قرائت عبارت است از "منطبق شدن بخشی از سطح زبان با سقف دهان درهنگام تلفظ حرف0 این صفت موجب درشت تروپرحجم تراداشدن حروف اطباق ازسایر حروف استعلاء می شود0 حروف اطباق عبارتنداز(ص- ض-ط- ظ-)حرف میممیم ساکن در حرف "میم" بعداز خودش  ادغام می شود0 ودرحرف –ب – اخفاءهمراه با غنه تلفظ ادا می شود0میم ساکن دربقیه حروف اظهار می گردد0غنه : فضای بینی را "خَیشوم" وصدایی را که از آن خارج می شود" غُنه" گویند0موارد غنه از شدت به ضعف :1میم ونون مشدد2   ادغام میم  درمیم 3ادغام نون ساکن وتنوین درمیم ونون4 میم ساکن ونون ساکن 5 ابدالعلامت های وقف:  "م" نشانه وقف لازم است: یعنی وقف حتمی است واگر وقف نشود معنی کلام تغییر پیدا می کند"ط" وقف مطلق: دراین موضع تاکید می شودوقف شودوابتدا به مابعد نیز خوب است ومعنی جمله کامل است وجمله مابعد ارتباطی به ماقبل ندارد0"ج" وقف جایز است: یعنی وقف ووصل هردو جایز است"ز"وقف مجوَز :یعنی وقف جایز است ولی وصل آن بهتراست"ص"وقف مرخص: وآن درجایی است که کلام طولانی است وخواندن آن بایک نفس ممکن نیست0 ودرصورت کمبود نفس می توان وقف کرد وسپس از کلمه بعد   شروع به قرائت نمود"لا" عدم وقف :واگردراثرتنگی نفس مجبوربه وقف شویم،باید بلافاصله ازمحل مناسبی قبل از موضع وقف ،ابتداشود زیرا جمله مابعد کاملا به ماقبل ارتباط دارد0"قلی" نشانه اولویت وقف است 0  "صلی" نشانه اولویت وصل است -وقف معانقه: که علامت ان دو مجموعه سه نقطه) ( 0:   0:بالای دو کلمه نزدیک به هم قرار می گیرد که در صورت وقف بر مورد اول، بر مورد دوم نمی توان وقف کردتفخیم وترقیق

تفخیم درقرائت یعنی درشت وپرحجم ادانمودن حرف به طوری که دهان از صدای آن حرف پرشود0

تمام حروف استعلاء تفخیم می شوندوحروف اطباق"ص- ض- ط- ظ" ازتفخیم بیشتری برخوردارند

تفخیم درحروف مفتوح زیادتر ودرحروف مضموم وساکن متوسط ودرحروف مکسور کمتراست0

ترقیق درقرائت یعنی نازک وکم حجم ادا نمودن صدای حرف0تمام حروف بجز حروف استعلاء  ترقیق می شوند بجز "ر- ل- " که بعضی موارد تفخیم می شوند0الف مدی تابع ماقبل است یعنی اگرحرفی تفخیم شود الف هم تفخیم می شود واگر حرفی ترقیق شود الف مدی هم ترقیق می شود0احکام راءتفخیم راءدر6مورد: "ر" مفتوح ومضموم تفخیم می شود0 رَدِفَ – رُزقَ – رَبکَ  " ساکن ماقبل مفتوح ومضموم تفخیم می شود0  مَرعی- بِحَربٍ- اُرسِلَ

      " ساکن بعداز همزه وصل تفخیم می شود گرچه قبل از"ر" کسره باشد 0لِمَنِ ارتَضی- اَمِ ارتابوا – اِرجعی

"ساکن وماقبل ساکن و ماقبل ماقبل مفتوح با مضموم تفخیم می شود0این حالت درهنگام وقف پیش می آید: والفَجر- وَالعَصر- لَفی خُسر-  کُفر – قَدر "ر" ساکن قبل از حروف استعلاء اگر دریک کلمه باشد تفخیم می شود ،گرچه قبل از آن کسره باشد 0و5 کلمه در قران وجود دارد0قِرطاس- مِرصاداً- فِرقَةٍ- اِرصاداً – لَبِالمِرصاد- "ر" ساکن و ماقبل ان  الف یا واو مدی باشد: نار – بِمقدار- شکور- نورموارد ترقیق راء در چهار مورد مورد: " مکسور ترقیق می شود0 رِزقاً – انذرِالناسَ- ذُریّتهُ -ر" ساکن ماقبل مکسور ترقیق می شود0 فاَنذِر – بَشِرهُم –– مرِیضاًًًً – فِرعون  - اُمِرتُ

" ساکن وماقبل "ی" ساکن  ترقیق می شود0 گرچه ماقبل هردو ساکن مفتوح باشد0 خَیر- سَیر- طَیر- کبیر – مصیر- خبیر

"ر" ساکن وماقبل ساکن وماقبل  ماقبل مکسور ترقیق می شود0 این حالت در هنگام وقف پیش می آید0سِحر- - ذِکر- وِزر-

مواردزیر دو وجهی است: یعنی هم تفخیم وهم ترقیق می شوند: فِرق(اولویت باتفخیم)- مِصر(اولویت باتفخیم)- قِطر(اولویت باترقیق)قاعده کلی در رابطه با حرف "ر" این است که فتحه و ضمه عامل تفخیم وکسره عامل ترقیق است

حرف "ل" :اصل در تلفظ"ل" ترقیق است وتنهادرلفظ جلاله الله  اگر ماقبل آن فتحه یا ضمه باشد تلغیظ تلفظ می شود 0تلغیظ مترادف تفخیم است0مانند خَتَمَ الله - هوَالله ولی اگر ماقبل آن کسره باشد حرف "ل" ترقیق می شود مانند فی سبیلِ الله-بسم  الله                                                                          

موارد سکت درقران: عِوَجاً  قَیِّماً  کهف اخر ایه اول  من مَرقَدِنا   هذا یس52  وقیل من  راق َقیامة27    چون موقع ادغام مَرّاق می شود که صیغه مبالغه مارق می باشد وغلط است بل  رانَ مطففین 14  در موقع ادغام بَرّان می شود ۰ سوره هایی که سجده واجب دارند عبارتند از: سوره فصلت آیه37- سوره علق آیه آخر- سوره نجم آیه62- سوره سجده آیه15

گرد آورنده :سید فلامرز موسوی دبیردینی وقرآن مدرسه راهنمایی شهید یوسفی بردنگان

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 18:41  توسط موسوی  | 

 

خلاصه تجوید تخصصی

شامل مباحث ذیل :اسامی دندانها --  صفات متضاد اصلی شامل :استعلا و استفال— شدت و رخوت— اطباق وانفتاح – جهر و همس – اصمات و اذلاق

صفات غیر متضاد اصلی شامل: قلقله  غنه  صفیر نبره   لین  تکریر  تفشّی  استطاله

ادغام – وقف – اماله- انواع هاء –

شدت: یعنی قوت و سختی – در اصطلاح قطع شدن جریان صوت و نفس در خلال تلفظ حرف 0حروفی که شدت دارند: أب ت ج د ط ق ک

صفت توسط: حالتی بین شدت و رخوت است حروف توسط: لُعِنَ مَّرَّ

رخوت: یعنی نرمی و سستی در اصطلاح یعنی جریان داشتن  صوت و نفس در خلال تلفظ حرف – بقیه حروف( بجز حروف شدت و توسط)صفت رخوت دارند

اطباق:قرار دادن دو سطح روی هم – در اصطلاح مطابق شدن بخشی از زبان با سقف دهان به هنگام تلفظ حرف- حروف اطباق:ص ض ط ظ

انفتاح: ضد اطباق یعنی گشودن وباز شدن در اصطلاح دور بودن سطح زبان از سقف دهان در بین تلفظ حرف- این صفت کاربرد عملی ندارد بغیر از اطباق بقیه حروف انفتاح هستند

صفت همس:یعنی مخفی در اصطلاح عدم ارتعاش تارهای صوتی در نتیجه ایجاد صدایی نسبتا ضعیف در خلال تلفظ حرف

که به صورت آهسته و ضعیف ادا می شوند واز ارتعاش خبری نیست حروف همس: فَحَثّهُ شَخصٌ سَکَتَ

صفت جهر: یعنی آشکار بودن و صدای قوی در اصطلاح ارتعاش تارهای صوتی ودر نتیجه ایجاد صدایی نسبتا قوی در خلال تلفظ حرف 0 حروف جهر: بقیه حروف بجز همس دارای جهر هستند

صفت اذلاق:یعنی تیزی زبان در اصطلاح سرعت و روان تلفظ شدن حرف از مخرجش حروف اذلاق: فرَّ مِن لُبَّ که این حروف باید بطور طبیعی ادا شوند

صفت اصمات: یعنی مانع شدن در اصطلاح به سختی وبا تانی ادا شدن حرف را گویند بجز حروف اذلاق بقیه حروف اصمات است البته این دو صفت اذلاق و اصمات کاربرد عملی ندارند

صفات غیر متضاد:          قلقله: قطب جد

صفت صفیر:یعنی صوت شبیه صدای پرنده در اصطلاح صدای صوت مانندی است که در هنگام تلفظ حروف ص ز س شنیده می شود

صفت نبره:یعنی تسلط و اشراف در اصطلاح حالت سنگینی و تیزی که در حرف همزه وجود دارد این صفت مخصوص همزه است که به آن اثقل الحروف گویند

صفت تسهیل: به معنی آسانی و سهل است در اصطلاح تلفظ همزه

بدون رعایت صفات نبره و شدت می باشد این صفت زمانی عملی می گردد که دو همزه پشت سر هم تکرار شود و باید همزه دوم تسهیل شود در قران یک کلمه وجود دارد -ءاَعجَمی- که همزه دوم حالتی بین همزه والف مدی خوانده می شود

حذف : در اصطلاح ساقط نمودن همزه از کلمه است وان یک مورد در قرآن آمده بئسَ الاِسمُ است که همزه اسم همزه وصل است حذف می گردد اگر بعد از کلمه بئس بخوانیم به دو صورت خوانده می شود الِسمُ- لِسمُ –

صفت لین : یعنی به نرمی ادا شدن که در  واو  و یاء ماقبل مفتوح می باشد مانند خَوفٍ اگر وقف نکنیم با دو کشش همراه است واگر وقف کنیم مد لین دارد

صفت تکریر:به معنی تکرار کردن در اصطلاح ارتعاش سریع نوک زبان ودرنتیجه قابلیت تکرار سریع حرف است این صفت مخصوص "ر" است

صفت تفشّی: به معنی پخش شدن است ودراصطلاح پخش شدن صدای حرف در فضای دهان به هنگام تلفظ حرف است این صفت مخصوص حرف "ض" است

صفت استطاله: یعنی امتداد ودر اصطلاح کشیده شدن کناره زبان به دندانهای آسیاب بالا از طرف چپ یا راست و همزمان امتداد صوت است این صفت مخصوص حرف "ض" است

صفات شدت جهر استعلا اطباق قلقله صفیر تکریر تفشّی استطاله غنّه را صفت قوی گویند و صفات: رخوت همس استفال انفتاح لین را صفت ضعیف گویند

حرف "راء : در کلمه  مجرَئها به صورت اماله کبری قرائت می شود ودرنتیجه ترقیق می شود

راء در کلمه فِرق هم تفخیم است چون بعد از آن حرف استعلا است وهم ترقیق است چون قبل از آن کسره دارد

ادغام: بر4نوع است 1- ادغام صغیر2- ادغام کبیر3- ادغام ناقص4- ادغام کامل

صغیر: ادغامی است که حرف اول ان ساکن باشد(اصل ادغام همین است)لَقَد تابَ   من رَسولٍ

کبیر: ادغامی است که حرف اول متحرک است و باید ساکن شود تا ادغام صورت گیرد علت کبیر این است که باید در دو مرحله ادغام صورت گیرد مانند مَکَنّی که در اصل مَکَنَنِی بوده است تامنّا== تامَننا     ضالّینَ== ضالِلینَ

کامل: ادغامی است که درآن حرف مدغم کاملا از بین رفته باشد و هیچ اثری از ان باقی نماند

ادغام ناقص: ادغامی است که دران حرف اول بطور کامل از بین نرفته باشد بلکه صفتی از صفات مد غم باقی بماند اصل ادغام همین است

موارد ادغام ناقص : به روایت حفص سه مورد است1- ادغام "نون "در "واو و یاء" که صفت غنه در ان از بین نرفته است

مانند من یشاء  من ولیٍ

2- ادغام "ط" ساکن در "ت" که صفت اطباق باقی می ماند مانند اَحَطتَ -  فَرّطتُ – بَسَطتُ

3- ادغام"ق" ساکن در "ک" که صفت استعلا "ق " باقی می ماند مانند نَخلُقکُم که همین یک مورد است

من یشاء سه نوع ادغام دارد متقاربین چون در مخرج و صفات نزدیک به هم است ادغام صغیر چون حرف اول ساکن است و دوم متحرک ادغام ناقص چون حرف اول بطور کلی از بین نرفته  بلکه صفت غنه ان باقی می ماند

استثنا: در کلمات قَدجاءَ – اِذ زَیَنَ – لا تُزِغ قُلوبَنا – اِذ صَرَّفنا – نباید ادغام صورت گیرد

در بحث مد : به 2حرکت قصر، به 4حرکت توسط وبه 5حرکت فوق توسط وبه 6 حرکت طول گفته می شود

وقف : انواع وقف به طور کلی: وقف اختباری= که برای آموزش است

وقف اضطراری= به ناچار روی کلمه ای وقف کردن مانند کمی نفس –عطسه و.....

 وقف اختیاری= وقف بر قسمتی از ایه  به طور دلخواه واین نوع وقف بر چهار قسم است:

الف :وقف تام  : کلام از نظر لفط و معنی تمام وبه ما بعد بستگی ندارد حکم وقف تام:وقف بر عبارت اول و شروع از جمله دوم بدون تکرار عبارت اول

ب: وقف کافی : وقتی بین دو عبارت رابطه لفظی نباشد ولی از نظر مفهوم به یکدیگر مرتبط باشند وقف کافی گویند حکم وقف کافی: می توان دو جمله را به یکدیگر وصل کرد ونیز جایز است که بر جمله اول وقف نمود واز ابتدای جمله دوم شروع کرد

ج: وقف حسن: وقتی کلام از نظر معنی تمام ولی از نظر لفظ تعلق شدیدی به ما بعد داشته باشد حکم وقف حسن :وقف بر عبارت اول نیکو تر است ولی نمی توان بدون اعاده ان از عبارت دوم شروع کرد

د: وقف قبیح: وقتی است که هر دو عبارت از نظر لفظ و معنی کاملا به یکدیگر ارتباط دارند و هیچ یک از دو جمله به تنهایی مفهوم درستی ندارند

فتح: باز کردن دهان به هنگام تلفظ حرف مانند مُرسها  فَسَوَّی

اماله: میل دادن و خارج کردن حرف از حالت فتحه به سوی کسره و یاء : اماله بر دو قسم است: اماله کبری – اماله صغری

اماله کبری: میل دادن فتحه به کسره --- و الف مدی به یاء به طوری که عملا همانند کسر فارسی تلفظ گردد ولی با کمی کشش

این نوع اماله به روایت حفص در قران یک مورد امده وان کلمه مجرئها است که الف مدی بعد از راء به صورت کسره فارسی تلفظ می شود

اماله صغری: حالتی است بین فتحه و اماله کبری که به ان تقلیل وبین بین هم گویند این نوع اماله به روایت حفص در قران وجود ندارد

انواع ها : هاء ضمیر

هاء سکت: هاء ساکنی است که معنی ندارد وبه اخر بعضی کلمات اضافه می شود وبه منظور حفظ حرکت اخر در هنگام وقف به این چند کلمه اضافه شده است: لَم یَتَسَنّه (بقره 259) اِقتَدِه(انعام90) ما هِیَه(قارعه 10) کتابیَه(حاقه 19) حسابیه(حاقه26)

مالیه(حاقه 28) سلطانیه(حاقه 29)

هاء اصلی: در کلمات: الله – ینتَهِ – وجهُ – فواکهُ- وجوهٌ – اِلهُ – سَفِهَ که اشباع نمی شوند

گرد آورنده سید فلامرز موسوی مدرسه شهید یوسفی بردنگان

+ نوشته شده در  شنبه 2 آبان1388ساعت 18:20  توسط موسوی  | 


 

حرکت امام موسی صدر به بیروت

امام موسی صدراحساس کرد که شیعیان در جنوب لبنان از حقوق اساسی حود محرومند0آنها انسان به حساب نمی آیند 0چون تمام طایفه ها در لبنان

دارای مر کزیتی در لبنان بودند به  جز شیعه0بنا بر این شیعیان که اکثریت مسلمانان لبنان هستند ودارای یک میلیون ودویست هزارنفر هستندحق دارند مرکزیتی داشته باشند0ولی دیگران پیشنهاد امام موسی صدر را نپذیرفتندحتی چند بار می خواستند امام موسی را ترور کنند0ولی امام موسی صدربه کمک شیعیان بعلبک آمد 0سرانجام درسال 1969میلادی موفق شد که تشکیل مجلس شیعیان را در پارلمان لبنان به تصویب برساند0

دکتر چمران می گوید:در لبنان همه جنوب کشوررا دهات شیعه تشکیل می دهد فلسطینیها برای آنکه به داخل اسراییل بروند باید از دهات شیعه عبور کنند وهنگامی که از داخل دهی شیعه نشین عبور کردند اسراییل آن ده شیعه را بمباران می کند ومردم بی گناهش را می کشد0فلسطینی ها می گویند اینها لبنانی هستند وباید دولت لبنان دیه آنها را بپردازد ودولت لبنان می گویند اینها بخاطر فلسطینی ها کشته شده اند باید فلسطینی ها پول آنها را بدهند0

 

این ظلمها  بر جنوب لبنان بوده است0امام موسی صدر از دولت لبنان درخواست کرد که شما مسؤلیت دارید که غرامت این کشته ها را بدهید  0دولت لبنان قبول نکرد امام موسی صدر دست به مبارزه بزرگی زد و آن بستن فرودگاه لبنان توسط شیعیان بود 0در این تجمع شیعیان، به امتیازاتی دست یافتند0 باید بدانید که بسیاری از لبنانی ها شناسنامه نداشتند وبدون هویت بودند واین یکی دیگر از خواستهای مردم لبنان از دولت بود 0 بعد از اوج مبارزات مردم و عدم دریافت جواب از طرف دولت، امام موسی صدر برای نشان دادن قدرت اعلام تظاهرات در بعلبک کرد0

75000بعلبکی در این تظاهرات شرکت کردندواکثر مسلح بودندوصدای رگبار گلوله وتوپ وخمپاره به گوش می رسید0درحالی که ارتش لبنان 12000نفر بودند واین لرزه بر اندام دولت حاکم انداخت0ولی به مرور زمان دولت سعی کرد اثرات این تظاهرات بعلبک را از بین ببردوبه خصوص تفرقه بین شیعیان اندازد0امام موسی صدر درسال 1974بار دیگر مردم را به تظاهرات گسترده ای فرا خواند0این بار در شهر صور 150000نفر شرکت کردند0

هیئت حاکمه لبنان برای آنکه مردم به تظاهرات نروند،همه راهها راوجاده ها را میخ ریخت،میخهای بزرگ،عده زیادی که می خواستند خود را به این تظاهرات برسانند،مجبور بودند که از روز قبل  یا از شب قبل خود رابه این تظاهرات برسانند0

اما تمام ماشینهای آنان در راه پنچر می شد ومی ماندند0

دکتر چمران می گوید:خود من از همان مدرسه جبل عامل یکی از تراکتورهای کشاورزی را که تراکتور بزرگی بود آوردم و درختهای بزرگ را از دو طرف تراکتور بستیم تا مثل جاروب روی زمین را پاک کند0تراکتور ها را فرستادیم تا این راه ها را تمیز کنند  ومن خوب می دانستم  هنگامیکه تراکتور ما مشغول نظافت جاده ها می شود ارتش لبنان جلوی آن را خواهد گرفت 0بنا بر این دو نفر بعلبکی را در داخل تراکتور مخفی کردم ،وآنان با لباس مخصوص خود و کلاشینکف در داخل تراکتور نشسته بودند0تراکتور هنگامی که جارو می کردومی رفت، با یک گروه سرباز بر خورد کرد0افسر آنها آمد وبه راننده تراکتوربا پرخاش گفت :تو کیستی؟ گفت من دانشجوی مدرسه جبل عامل هستم0افسر به او فحش داد واهانت کردکه تو چه حقی داری که این میخها را جمع می کنی؟ آنقدر اهانت کرد تا آن دو بعلبکی که در پشت نشسته بودند بلند شدند وکلاشینکف خود را آماده کردند وگفتند اگر یک لحظه این جا بمانی تو را وهمه افراد تو را تکه تکه خواهیم کرد 0فورا افسر سلام نظامی داد و گفت معذرت می خواهم شما را نشناخته بودم زیرا می دانست با بعلبکی نمی توانند در گیر شوند وسربازان را برداشت واز آنجا گریختند0امام موسی صدر در لبنان بزرگترین حرکت تاریخی راایجاد کرد0وی از همان ابتدا شعار لا شرقی ولا غربی را مطرح نمود0

چگونگی ربوده شدن امام موسی صدر

روابط امام موسی صدر با لیبی دوستانه نبود 0سازمانهای وابسته به لیبی در لبنان به امام صدر زیاد فحش می دادند واتهامات عجیب می زدند0در اواسط تابستان 1978امام صدر سفری به الجزایر زدو با مسؤلین آنجا  وشخص –بومدین-

مذاکرات زیادی انجام داد 0واز آن زمان به بعدسازمان امل وجبهه آزادی بخش الجزایر با هم هم پیمان شدند و بعضی از مسؤلین الجزایر به روابط تیره امام صدر وقذافی رهبر لیبی اشاره کردند وپیشنهاد نمودندکه این تیرگی برطرف شود 0

امام موسی پذیرفت وارتباطاتی  صورت گرفت واز طرف دولت لیبی دعوتی خاص ازامام صدر به عمل آمد 0امام صدر در تاریخ 25اوت 1978میلادی رهسپار لیبی شد 0امام تا 31 ماه اوت در آنجا بود ولی ملاقاتی با قذافی صورت نگرفت 0

امام صدر تصمیم داشت که در روز 31اوت به لبنان باز گردد0تا ساعت 5/2بعد از ظهر در جلوی هتل دیده شد،ولی بعد از آن ساعت به اتفاق شیخ محمدیعقوب و عباس بدر الدین مفقود گردید0بعضی از روزنامه های وابسنه به لیبی مثل السفیر در لبنان نوشتند که امام موسی صدر برای همکاری با انقلاب ایران ومبارزه علیه شاه مخفیانه به ایران رفته است 0

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 21:28  توسط موسوی  | 


امام موسی صدر حدود 38سال پیش از ایران به لبنان می رود0 پدرش آیت الله صدر بزرگترین مرجع تقلید زمان درقم بودکه پس از وفات در قم مدفون شد0پس از چند نسل تبارش به یکی از بزرگترین دانشمندان شیعه لبنان بنام سید شرف الدین می رسد0

پسرعمویش آیت الله سید محمدباقر صدرمرجع عالیقدرشیعیان عراق بود که به همراه خواهرش بنت الهدی صدربه دست صدام شهید شد0

موسی صدر درتاریخ14/12/1307متولدشد ودر حوزه های علمیه قم و نجف اشرف ودانشگاه تهران درس خوانده ودرفلسفه دارای نبوغ کم نظیری بود0

ازهمکلاسان او آیت الله دکتر بهشتی و آیت الله موسوی اردبیلی بودند0 او اولین آخوندی است که وارد دانشگاه تهران شد ودر دانشکده حقوق

فوق لیسانس در رشته اقتصاد گرفت0وی در آن زمان به لبنان سفر کرد، ورهبر شیعیان آن روز لبنان سیدعبدالحسین شرف الدین،ازامام موسی صدر

خیلی خوشش آمدواو را جانشین خود کرد0بعد از دو سال آن بزرگوار از دنیا رفت وشیعیان جنوب لبنان طبق وصیت آن مرحوم

به ایران آمدند وآقای صدر را با اصرار به لبنان بردند(درسال1959 میلادی)

امام موسی صدر به محض ورود به لبنان به منطقه  جبل عامل درجنوب لبنان می رود ودر شهر صور اقامت می گزیند وامام مسجد می شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 21:19  توسط موسوی  | 

استان

شهرستان

احمدی نژاد

رضایی

کروبی

موسوی

کل آرای ماخوذه

باطله ماخوذه

آرای صحیح

فارس

آباده

43723

516

343

13820

58844

442

58402

فارس

ارسنجان

21412

180

40

4378

26144

134

26010

فارس

استهبان

30303

350

373

10810

42233

397

41836

فارس

اقليد

41053

479

158

13194

55390

506

54884

فارس

بوانات

26763

114

48

3026

30093

142

29951

فارس

پاسارگاد

16127

108

36

3626

20004

107

19897

فارس

جهرم

98905

872

544

19747

121280

1212

120068

فارس

خرم بيد

24958

200

54

4228

29592

152

29440

فارس

خنج

10834

84

236

6490

17738

94

17644

فارس

داراب

79211

770

687

20848

102299

783

101516

فارس

رستم

32288

372

311

10054

43065

40

43025

فارس

زرين دشت

29944

181

127

4013

34383

118

34265

فارس

سپيدان

48066

351

140

12474

61283

252

61031

فارس

سروستان

17215

155

480

4124

22190

216

21974

فارس

شيراز

568009

12233

7078

352082

947168

7766

939402

فارس

فراشبند

17808

156

83

6117

24323

159

24164

فارس

فسا

91801

915

1987

24981

120734

1050

119684

فارس

فيروزآباد

58548

418

100

14586

74152

500

73652

فارس

قيروكارزين

31013

127

79

7264

38680

197

38483

فارس

كازرون

102498

863

389

34839

139642

1053

138589

فارس

لارستان

76840

1022

850

37134

116738

892

115846

فارس

لامرد

36596

500

172

11105

48593

220

48373

فارس

مرودشت

135140

1323

510

36177

174291

1141

173150

فارس

ممسني

43782

950

1011

27862

74108

503

73605

فارس

مهر

20528

306

142

13007

34184

201

33983

فارس

ني ريز

54661

326

299

10778

66149

85

66064

 

 

1758026

23871

16277

706764

2523300

18362

2504938

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 22:40  توسط موسوی  | 

  بسم الله الرحمن الرحیم
                                     اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

رييس محترم و دانشگاهيان عزيز، اساتيد و دانشجويان
ابتدا سلام عرض مي‌كنم و خداوند عزيز حكيم را شاكرم كه توفيق حضور در يك محيط علمي و در جمع جويندگان حقيقت و پژوهشگران عرصه علم و معرفت را عنايت فرمود.
مي‌خواهم در اين جلسه ارزشمند درباره ارزش علم و عالم با شما سخن بگويم.
اساتيد و علما، چراغهاي فروزاني هستند كه هر كدام در عرصه، نورافشاني و وادي‌هاي تاريك و مبهم را روشن مي‌كنند و بشر را از سردرگمي و جهل نجات مي دهند.
كليدهاي فهم واقعيتهاي جهان در دست دانش پژوهان و معرفت جويان است.
عرصه‌هاي كشف نشده و عوالم ناپيدا و علوم دست نيافته اندازه ندارد و پنجره‌هاي بسته با مجاهدت و تلاش عالمان به سوي حقايق گشوده مي‌گردد.
با هر تلاش دريچه‌اي باز مي‌شود و حقيقتي مكشوف مي‌گردد.
در هر زمان كه شان رفيع علم و معرفت محفوظ مانده و عالمان و محققان با احترام و تكريم مواجه بوده‌اند بشر گامهاي بلندي در تعالي و كمال مادي و معنوي برداشته است و بالعكس در هر دوره كه علم و عالم مغضوب و منفور بوده‌اند، آن دوره‌ها در تاريخ بشر ، تاريك بوده و بشريت در زندان جهل و غفلت خود محبوس مانده است.
اگر فطرت بشر كه رمز تداوم حقيقت جويي و تلاش براي كشف حقايق است نبود، انسان در اسارت جهل باقي مي‌ماند و راههاي سعادت بشر مفتوح نمي‌شد.
فطرت وديعه ماندگار خداوند تعالي در نهاد انسان است.
همان خدايي كه بشريت را به جهان آورد و معرفت را اولين و بزرگترين هديه خويش به او معرفي كرد تا بشر بتواند او را بشناسد.
در داستان حضرت آدم (ع) محاجه‌اي بين ملائكه و خداوند در گرفت . آنان بشر را موجودي سفاك و ماجراجو پنداشتند و به خداوند اعتراض كردند، پاسخ اين بود من مي‌دانم چيزي را كه شما نمي‌دانيد. آن گاه خداوند حقايق عالم را به آدم آموخت و او به فرمان خدا آنان را بر ملائكه عرضه كرد.
آنان از درك حقايق عاجز ماندند و سپس خداوند فرمود نگفتم من عالم غيب آسمانها و زمين هستم، اين چنين بود كه آدم مسجود ملائكه شد.
در ماموريت همه انبياء الهي سخن اول تلاوت آيات و نشانه‌هاي حق و تعليم كتاب و حكمت همراه با تزكيه و پاكي بوده است و در مورد حضرت عيسي آمده است: "ويعلمه الكتاب و الحكمه و التوريه و الانجيل و رسولا الي بني اسرائيل اني قدجئتكم بايه من ربكم"
يعني به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مي‌آموزد و او پيامبر به سوي بني اسرائيل است به راستي كه من از جانب خدا نشانه‌اي آورده‌ام.
قران كريم سوره علق اولين كلامي كه بر پيامبر اسلام نازل شد دستور به خواندن بود.
اقرا باسم ربك الذي خلق (بخوان به نام پروردگارت كه خلق كرد) و در ادامه فرمود اقرا و ربك الاكرم(بخوان به نام پروردگارت كه گرامي‌ترين است) الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم (او كه با قلم آموخت و آموخت به انسان آنچه را نمي‌دانست)
ملاحظه مي‌فرماييد كه در چند آيه‌اي كه اول بار بر پيامبر اسلام نازل شد بحث از قرائت ، تعليم و قلم است و اين آيات خداوند را به عنوان معلم انسان معرفي مي‌كند معلمي كه به انسان هر چه را كه نمي‌دانست آموخت.
در بياني ديگر رسالت پيامبر اسلام را اين طور بيان مي‌فرمايد كه او كسي است كه از بين مردم عامي پيامبري را از خودشان برانگيخت تا آنان را از آلودگي‌هاي فكري و اعتقادي و اخلاقي پاك كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد.
تمام سخن و پيام انبياء الهي عبور دادن انسان از تاريكي‌هاي جهل ، غفلت خرافه ، اخلاق ناصواب و انديشه‌هاي نادرست به سوي علم، معرفت، نور و اخلاق صحيح است.
علم را به نور معنا و تعريف كرده‌اند ، علم يعني روشنايي و علم حقيقي علمي است كه بشر را از گمراهي نجات دهد و نافع به حال او باشد.
در يكي از تعابير بلند آمده است كه علم نوري است كه خداوند در قلب كساني كه بخواهد مي‌افكند.
در اين بيان علم هديه‌اي الهي و قلب جايگاه اين هديه معرفي شده است.
اگر قبول كنيم كه علم به مفهوم نور است آنگاه دايره آن از حوزه علوم تجربي فراتر مي‌رود و هر حقيقت پيدا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 22:29  توسط موسوی  | 

نام صندوق

احمدي

مرادي

بناوي

عربي

همتي

قائدي

رشيدي

جمع كل

باقري

401

154

202

14

4

4

30

809

مصيري خ

199

155

237

6

7

5

20

629

مصيري ب

343

174

234

0

7

22

18

798

برد كوه

690

65

14

0

11

27

22

829

حاجي كوهي

126

128

162

0

8

5

122

551

كارخانه قند

82

66

610

0

0

1

1

760

شوسني

56

164

618

0

1

3

17

859

ضامني

316

132

615

1

0

18

7

1089

عبدالهي

82

56

298

0

2

1

1

440

بابا گوري

321

115

26

14

0

0

4

480

بابا ميدان زير

295

326

219

63

24

19

47

993

بابا ميدان سفلي

248

583

77

5

10

20

4

947

تل گر

155

312

107

33

6

12

18

643

منگودرز

93

160

333

1

2

70

21

680

تل افغان

38

168

225

1

1

42

19

494

شيخي زير دو

214

314

40

5

4

64

48

689

بخش زير دو

225

70

93

3

8

20

77

496

دشتك

433

135

53

1

1

10

4

637

شحنه

270

326

23

1

0

5

38

663

پيراشكفت

126

96

17

0

0

1

9

249

دهنو مقيمي

98

447

183

4

4

242

28

1006

حبيب آباد

246

33

16

1

0

1

0

297

دهنو مركزي

119

158

218

5

6

13

28

547

كرم آباد

125

172

207

0

0

16

15

535

منصور آباد

113

422

208

1

3

21

36

804

دهنو سادات

149

385

284

1

1

51

26

897

تل بندو

144

454

110

32

1

12

16

769

عرب

372

292

420

19

6

9

11

1129

اكبري

142

207

67

0

1

52

13

482

كوپن خ

105

240

113

11

14

63

12

558

كوپن مختلط

92

227

61

27

5

73

19

504

كوپن وسطي

8

421

131

1

4

26

33

624

مراسخون

199

345

311

4

9

52

24

944

حسين آباد ب

124

153

141

9

0

33

7

467

حسين آباد خ

49

173

252

6

0

32

40

552

پرين

105

75

45

7

9

263

70

547

نوگك

42

46

3

0

0

637

3

731

كناره

194

125

36

0

3

290

1

649

گلبابكان

143

123

154

2

12

108

2

544

تيرازجان

139

94

310

4

6

11

45

609

فارياب

75

260

28

0

2

65

35

465

پهون

200

508

67

0

0

5

3

783

دشت

177

221

2

5

0

12

12

429

اميرايوب

49

166

49

1

2

16

12

295

سالاري

114

129

31

3

0

21

0

298

قلعه مورد

131

345

14

1

1

17

44

553

ميدجان

118

112

16

1

1

58

31

337

تلخاب

36

128

15

0

0

31

10

220

جمع كل

8321

10160

7695

293

186

2579

1103

30337

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 21:48  توسط موسوی  |