خلاصه تجوید تخصصی
شامل مباحث ذیل :اسامی دندانها -- صفات متضاد اصلی شامل :استعلا و استفال— شدت و رخوت— اطباق وانفتاح – جهر و همس – اصمات و اذلاق
صفات غیر متضاد اصلی شامل: قلقله غنه صفیر نبره لین تکریر تفشّی استطاله
ادغام – وقف – اماله- انواع هاء –
شدت: یعنی قوت و سختی – در اصطلاح قطع شدن جریان صوت و نفس در خلال تلفظ حرف 0حروفی که شدت دارند: أب ت ج د ط ق ک
صفت توسط: حالتی بین شدت و رخوت است حروف توسط: لُعِنَ مَّرَّ
رخوت: یعنی نرمی و سستی در اصطلاح یعنی جریان داشتن صوت و نفس در خلال تلفظ حرف – بقیه حروف( بجز حروف شدت و توسط)صفت رخوت دارند
اطباق:قرار دادن دو سطح روی هم – در اصطلاح مطابق شدن بخشی از زبان با سقف دهان به هنگام تلفظ حرف- حروف اطباق:ص ض ط ظ
انفتاح: ضد اطباق یعنی گشودن وباز شدن در اصطلاح دور بودن سطح زبان از سقف دهان در بین تلفظ حرف- این صفت کاربرد عملی ندارد بغیر از اطباق بقیه حروف انفتاح هستند
صفت همس:یعنی مخفی در اصطلاح عدم ارتعاش تارهای صوتی در نتیجه ایجاد صدایی نسبتا ضعیف در خلال تلفظ حرف
که به صورت آهسته و ضعیف ادا می شوند واز ارتعاش خبری نیست حروف همس: فَحَثّهُ شَخصٌ سَکَتَ
صفت جهر: یعنی آشکار بودن و صدای قوی در اصطلاح ارتعاش تارهای صوتی ودر نتیجه ایجاد صدایی نسبتا قوی در خلال تلفظ حرف 0 حروف جهر: بقیه حروف بجز همس دارای جهر هستند
صفت اذلاق:یعنی تیزی زبان در اصطلاح سرعت و روان تلفظ شدن حرف از مخرجش حروف اذلاق: فرَّ مِن لُبَّ که این حروف باید بطور طبیعی ادا شوند
صفت اصمات: یعنی مانع شدن در اصطلاح به سختی وبا تانی ادا شدن حرف را گویند بجز حروف اذلاق بقیه حروف اصمات است البته این دو صفت اذلاق و اصمات کاربرد عملی ندارند
صفات غیر متضاد: قلقله: قطب جد
صفت صفیر:یعنی صوت شبیه صدای پرنده در اصطلاح صدای صوت مانندی است که در هنگام تلفظ حروف ص ز س شنیده می شود
صفت نبره:یعنی تسلط و اشراف در اصطلاح حالت سنگینی و تیزی که در حرف همزه وجود دارد این صفت مخصوص همزه است که به آن اثقل الحروف گویند
صفت تسهیل: به معنی آسانی و سهل است در اصطلاح تلفظ همزه
بدون رعایت صفات نبره و شدت می باشد این صفت زمانی عملی می گردد که دو همزه پشت سر هم تکرار شود و باید همزه دوم تسهیل شود در قران یک کلمه وجود دارد -ءاَعجَمی- که همزه دوم حالتی بین همزه والف مدی خوانده می شود
حذف : در اصطلاح ساقط نمودن همزه از کلمه است وان یک مورد در قرآن آمده بئسَ الاِسمُ است که همزه اسم همزه وصل است حذف می گردد اگر بعد از کلمه بئس بخوانیم به دو صورت خوانده می شود الِسمُ- لِسمُ –
صفت لین : یعنی به نرمی ادا شدن که در واو و یاء ماقبل مفتوح می باشد مانند خَوفٍ اگر وقف نکنیم با دو کشش همراه است واگر وقف کنیم مد لین دارد
صفت تکریر:به معنی تکرار کردن در اصطلاح ارتعاش سریع نوک زبان ودرنتیجه قابلیت تکرار سریع حرف است این صفت مخصوص "ر" است
صفت تفشّی: به معنی پخش شدن است ودراصطلاح پخش شدن صدای حرف در فضای دهان به هنگام تلفظ حرف است این صفت مخصوص حرف "ض" است
صفت استطاله: یعنی امتداد ودر اصطلاح کشیده شدن کناره زبان به دندانهای آسیاب بالا از طرف چپ یا راست و همزمان امتداد صوت است این صفت مخصوص حرف "ض" است
صفات شدت جهر استعلا اطباق قلقله صفیر تکریر تفشّی استطاله غنّه را صفت قوی گویند و صفات: رخوت همس استفال انفتاح لین را صفت ضعیف گویند
حرف "راء : در کلمه مجرَئها به صورت اماله کبری قرائت می شود ودرنتیجه ترقیق می شود
راء در کلمه فِرق هم تفخیم است چون بعد از آن حرف استعلا است وهم ترقیق است چون قبل از آن کسره دارد
ادغام: بر4نوع است 1- ادغام صغیر2- ادغام کبیر3- ادغام ناقص4- ادغام کامل
صغیر: ادغامی است که حرف اول ان ساکن باشد(اصل ادغام همین است)لَقَد تابَ من رَسولٍ
کبیر: ادغامی است که حرف اول متحرک است و باید ساکن شود تا ادغام صورت گیرد علت کبیر این است که باید در دو مرحله ادغام صورت گیرد مانند مَکَنّی که در اصل مَکَنَنِی بوده است تامنّا== تامَننا ضالّینَ== ضالِلینَ
کامل: ادغامی است که درآن حرف مدغم کاملا از بین رفته باشد و هیچ اثری از ان باقی نماند
ادغام ناقص: ادغامی است که دران حرف اول بطور کامل از بین نرفته باشد بلکه صفتی از صفات مد غم باقی بماند اصل ادغام همین است
موارد ادغام ناقص : به روایت حفص سه مورد است1- ادغام "نون "در "واو و یاء" که صفت غنه در ان از بین نرفته است
مانند من یشاء من ولیٍ
2- ادغام "ط" ساکن در "ت" که صفت اطباق باقی می ماند مانند اَحَطتَ - فَرّطتُ – بَسَطتُ
3- ادغام"ق" ساکن در "ک" که صفت استعلا "ق " باقی می ماند مانند نَخلُقکُم که همین یک مورد است
من یشاء سه نوع ادغام دارد متقاربین چون در مخرج و صفات نزدیک به هم است ادغام صغیر چون حرف اول ساکن است و دوم متحرک ادغام ناقص چون حرف اول بطور کلی از بین نرفته بلکه صفت غنه ان باقی می ماند
استثنا: در کلمات قَدجاءَ – اِذ زَیَنَ – لا تُزِغ قُلوبَنا – اِذ صَرَّفنا – نباید ادغام صورت گیرد
در بحث مد : به 2حرکت قصر، به 4حرکت توسط وبه 5حرکت فوق توسط وبه 6 حرکت طول گفته می شود
وقف : انواع وقف به طور کلی: وقف اختباری= که برای آموزش است
وقف اضطراری= به ناچار روی کلمه ای وقف کردن مانند کمی نفس –عطسه و.....
وقف اختیاری= وقف بر قسمتی از ایه به طور دلخواه واین نوع وقف بر چهار قسم است:
الف :وقف تام : کلام از نظر لفط و معنی تمام وبه ما بعد بستگی ندارد حکم وقف تام:وقف بر عبارت اول و شروع از جمله دوم بدون تکرار عبارت اول
ب: وقف کافی : وقتی بین دو عبارت رابطه لفظی نباشد ولی از نظر مفهوم به یکدیگر مرتبط باشند وقف کافی گویند حکم وقف کافی: می توان دو جمله را به یکدیگر وصل کرد ونیز جایز است که بر جمله اول وقف نمود واز ابتدای جمله دوم شروع کرد
ج: وقف حسن: وقتی کلام از نظر معنی تمام ولی از نظر لفظ تعلق شدیدی به ما بعد داشته باشد حکم وقف حسن :وقف بر عبارت اول نیکو تر است ولی نمی توان بدون اعاده ان از عبارت دوم شروع کرد
د: وقف قبیح: وقتی است که هر دو عبارت از نظر لفظ و معنی کاملا به یکدیگر ارتباط دارند و هیچ یک از دو جمله به تنهایی مفهوم درستی ندارند
فتح: باز کردن دهان به هنگام تلفظ حرف مانند مُرسها فَسَوَّی
اماله: میل دادن و خارج کردن حرف از حالت فتحه به سوی کسره و یاء : اماله بر دو قسم است: اماله کبری – اماله صغری
اماله کبری: میل دادن فتحه به کسره --- و الف مدی به یاء به طوری که عملا همانند کسر فارسی تلفظ گردد ولی با کمی کشش
این نوع اماله به روایت حفص در قران یک مورد امده وان کلمه مجرئها است که الف مدی بعد از راء به صورت کسره فارسی تلفظ می شود
اماله صغری: حالتی است بین فتحه و اماله کبری که به ان تقلیل وبین بین هم گویند این نوع اماله به روایت حفص در قران وجود ندارد
انواع ها : هاء ضمیر
هاء سکت: هاء ساکنی است که معنی ندارد وبه اخر بعضی کلمات اضافه می شود وبه منظور حفظ حرکت اخر در هنگام وقف به این چند کلمه اضافه شده است: لَم یَتَسَنّه (بقره 259) اِقتَدِه(انعام90) ما هِیَه(قارعه 10) کتابیَه(حاقه 19) حسابیه(حاقه26)
مالیه(حاقه 28) سلطانیه(حاقه 29)
هاء اصلی: در کلمات: الله – ینتَهِ – وجهُ – فواکهُ- وجوهٌ – اِلهُ – سَفِهَ که اشباع نمی شوند
گرد آورنده سید فلامرز موسوی مدرسه شهید یوسفی بردنگان